تبليغاتX
خدایا به من توفیق تلاش در شکست ، صبر در نومیدی ، رفتن بی همراه ، کار بی پاداش ، فداکاری در سکوت ، دین بی دنیا ، عظمت بی نام ، خدمت بی نان ، ایمان بی ریا ، خوبی بی نمود ، عشق بی هوس ، تنهایی در انبوه ، ودوست داشتن بدون آنکه دوست بداند روزی کن ... امین با رب العالمین دکتر علی شریعتی حجم سبز تنهایی

حجم سبز تنهایی

ستاره را گرفتم و دادم دستش و گفتم بيا .. اين مال تو ولي مراقبش باش.

ستاره را گرفت و رفت وچند روز بعد آمد و گفت:گم شد.!

به همين سادگي؟

پس آن همه التماس براي داشتنش چه بود.؟

تو فهميدي من چه را به تو بخشيدم.؟

بخش اعظم روحم.

تو مي داني چه کردي؟

حالي اش نبود.خنده سردي کرد وگفت: اووه حالا که چيزي نشده ..هزار تا هزار تا برات مييارم.

از آن روز که رفته سالها گذشته و او هنوز يک ستاره هم نيافته است.

به کسي نگوييد..

ستاره ام اما به من باز گشته است گر چه ديگر مي ترسم به کسي بسپارمش

مي خواهم براي خودم باشد. فقط براي من......

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 3:50 توسط سینیور |


امشب همه چيز رو به راه است
همه چيز ........ باورت مي شود ؟ ديگر ياد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو
"
تو نگرانم نشو
-
همه چيز را ياد گرفته ام
-
راه رفتن در اين دنيا را هم بدون تو ياد گرفته ام
-
ياد گرفته ام که چگونه بي صدا بگريم
-
ياد گرفته ام که هق هق گريه هايم را با بالشم ..بي صدا کنم
-
ياد گرفته ام چگونه با تو باشم بي آنکه تو باشي
-
ياد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به ياد تو
-
ياد گرفته ام که چگونه نبودنت را با روياي با تو بودن
-
و جاي خالي ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم

ياد گرفته ام که بي تو بخند
.-
ياد گرفته ام بي تو گريه کنم...و بدون شانه هايت
-
ياد گرفته ام ...که ديگر عاشق نشوم به غیر تو
-
ياد گرفته ام که ديگر دل به کسي نبندم
-
و مهمتر از همه ياد گرفتم که با يادت زنده باشم و زندگي کنم
-
اما هنوز يک چيز هست ...که ياد نگر فته ام
-
که چگونه.....! براي هميشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم
-
و نمي خواهم که هيچ وقت ياد بگيرم

تو نگرانم نشو
-
"فراموش کردنت" را هيچ وقت ياد نخواهم گرفت ...یاد گرفته ام

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387 20:38 توسط سینیور |



من سکوت خویش را گم کرده ام  

من سکوت خویش را گم کرده ام
لاجرم در این هیاهو گم شدم

من که خود افسانه می پرداختم

عاقبت افسانه مردم شدم

ای سکوت ای مادر فریاد ها

ساز جانم از تو پر آوازه بود

تا در آغوش تو در راهی داشتم

چون شراب کهنه شعرم تازه بود

در پناهت برگ و بار من شکفت

تو مرا بردی به شهر یاد ها

من ندیدم خوشتر از جادوی تو

ای سکوت ای مادر فریاد ها

گم شدم در این هیاهو گم شدم

تو کجایی تا بگیری داد من

گر سکوت خویش را می داشتم

زندگی پر بود از فریاد من

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387 22:41 توسط سینیور |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

من بچه ی پاییزم

پاییز زیبا

چی بگم سکوتم گفتن تموم حرفاست

من یه سکوت پر ز فریادم

گوش کن

خوب گوش کن صدای شکستن را

میشنوی؟

این منم که هر روز در خود

می شکنم

این منم


آنهایی که رنگ پریدگی پاییز را

دوست ندارند، نمی فهمند که

پاییز

همان بهاریست که عاشق

شده است



پاییز همیشه واسه من

نشونی از تو بوده


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387



پیوندها

پــــــــــــرتو پــــــــــــلا
صدسال تنهایی(mossi)
مثلث برمودا
همه جور داریم
دستامو بگیر بانو
فریاد بی صدا
یه شعله ی خاموش
بگذاریم تنهایی اواز بخواند
غمگین تنها
ققنوس مقدس
مهر گردون
بوی سیب سرخ
من و تو
دختر دبیرستانی
ĐДЯK PįИK L0V3
دوستداران دكترشريعتي
حرف دل من وتو
دلکده
قصه ی دلها
pink love
خودمونی
عارفانه عاشقانه شاعرانه
ღ♥ღ یه دخترک ღ♥ღ
دریـــــــــــا
پا ییز فصل عشق
نفس(رویا)
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


خدایا به من توفیق تلاش در شکست ، صبر در نومیدی ، رفتن بی همراه ، کار بی پاداش ، فداکاری در سکوت ، دین بی دنیا ، عظمت بی نام ، خدمت بی نان ، ایمان بی ریا ، خوبی بی نمود ، عشق بی هوس ، تنهایی در انبوه ، ودوست داشتن بدون آنکه دوست بداند روزی کن ... امین با رب العالمین دکتر علی شریعتی